بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
» » زندگینامه هنرمند شهید محمد رضا معززی

زندگینامه هنرمند شهید محمد رضا معززی

بسمه تعالی

زندگینامه هنرمند شهید محمد رضا معززی
شهید عزیز محمدرضا معززی در سال 1340در شهرستان علی آباد کتول در خانواده مذهبی پا به جهان خاکی میگذارد ودر همان اوان کودکی در سن 6سالگی داغ پدر را به سینه می‌فشارد تا چونان مقربان درگاه حق با درد و رنج و جام بلا از همان آغاز آشنا شود. اودر دامان مادری سادات، مهربان ودلیر وپاکدامن که به گفته ی مادر در 9 ماه بارداری هر روز نماز شکر بجا آورد و هیچگاه بدون وضو به او شیر نداد پرورش می یابد.
دوران ابتدایی را در دبستان دهخدا و راهنمایی را در مدرسه سپهر طی کرد. ادامه تحصیلاتش را به همراه برادر کوچکتر (شهید محمدتقی )در گرگان پی می گیرد . از هنرستان فنی شهید نصیری گرگان در رشته برق بارتبه ممتاز فارغ التحصیل می شود . در این دوران محمد رضا نوجوانی مذهبی مسئولیت پذیر و دارای شخصیت بر جسته ای بود که به گفته فامیل و دوستان هیچگاه احساس نمی کردند که او کودک و نوجوان است .همیشه اورا بزرگ و قابل احترام وتکریم می دیدند .
شهید محمد رضا از طریق مادر با عکس امام و اهداف ایشان آشنا شد. او اینک جوانی هوشیار است که ظلم ستیزی را خوب می فهمد و ستمشاهی داغ کهنه ای برروح لطیفش پس به خروش می آید . همراه با سیل خروشان ملت دست به مبارزه میزند. از همان نوجوانی اعتقاد به تحول فرهنگی داشت .اولین نوشته اش در دوران راهنمایی داستان کوتاه به نام "تمشک پر رو" ،  رنگ بوی انقلابی داشت.

زندگینامه هنرمند شهید محمد رضا معززی

در فعالیتهای قبل از انقلاب مثل تشکیل گروه مطالعاتی، تفسیر قران و گروه تئاتر فعالیت می‌کرد. در مساجد به همراه دیگر دوستان نمایشنامه «سربداران» را اجرا نمودند. در کمک رسانی به زلزله زدگان سرخس در گروه امدادی حضرت امام  تحت نظر حضرت‌آیت‌الله خامنه‌ای(مدظله‌العالی)  به همراه شهید عباس زنگانه  شرکت داشتند. روح لطیفی داشت اما به گاه رزم شیری را می‌ماند. در راه مبارزه مسلحانه با سفاکان رژیم طاغوت  به شرف جانبازی نائل می‌شود و به مولایش حضرت ابوالفضل (ع) اقتدا می‌کند و دست خود را نثار آزادی مردمانی که از عمق جان دوستشان میدارد.
انقلاب که به ثمر می نشیند اینک اوست و پاسداری از ثمره خون شهدا لذا در جهت تحقق این هدف با یاری دیگر همرزمانش نهاد مقدس سپاه پاسداران رادر شهر بنیان می‌نهد. و یکی از اعضای شورای فرماندهی سپاه در شهرستان علی‌آبادکتول می‌شود در سال60 روح تشنه‌اش او را به سوی هنر می‌کشاند، هنری که ودیعه الهی است در وجود او .
او زمانی را هم که در جبهه بود دست از رسالت هنری و خبری خود بر نداشت آنجا هم با خبرنگاری و گزارشگری این رسالت را دنبال می‌کند، او از جمله اولین کسانی بود که در عملیات بیت المقدس اولین گزارشهای خبری و خبر آزادسازی خرمشهر را از طریق رادیو به اطلاع مردم ایران می‌رساند.
کلاسهای فیلمسازی جهاد دانشگاهی تهران ماًمن خوبی برای او که می رود تا رسالت سنگین خود را در راهی دیگر به انجام رساند. از طرف سپاه پاسداران مامور حضور در کلاسهای فیلمسازی می‌شود و در این دوران فیلم داستانی «بچه‌های بالاچلی» را با حمایت سپاه پاسداران علی آباد کتول ساخت. که در جشنواره دهه فجر دیپلم افتخارگرفت.
با بازگشایی دانشگاهها و ورود به دانشکده سینما و تحصیل در این رشته بخش دیگری از زندگی او را رقم  می‌زند. دوران دانشجویی او سرشار از فراز و نشیب است. تلاش جهاد گونه او در سنگر هنر، حضور دلاورانه در جبهه‌های حق علیه باطل . تولید آثار هنری ارزشمند و سر انجام وصلت با هنرمند بزرگ ومتعهد، خواهر شهید مبارز قبل از انقلاب و امداد گر و خبرنگار جبهه‌های جنگ. نویسنده و کارگردان خانم تهمینه (زهرا ) قلی پوراردکانی، شیر زنی که وفایش همین بس که با محمد رضا همراه بود . حتی در پر کشیدن و رستن از دنیای فانی . شرکت در کلاسهای فیلمسازی جهاد دانشگاهی آغاز آشنایی ایشان با شهید محمدرضا  است . آشنایی که به پیوند روحانی  و جاودانه منجر می شود. ثمره این پیوند زندگی شیرین  و بی‌آلایشی است که هر چند کوتاه  اما برای همه آشنایان الگو می شود.
او و محمد رضا در کنار هم فیلمهای "بچه های بالا چلی"،"گلبهار" و  "بور ناز"  را می‌سازند. بجز اینها خود به نوشتن فیلمنامه های  "طلوع دوباره"  "دشت سرخ"  و "مادر" همت می گمارد. در ضمن در روزنامه جمهوری اسلامی در صفحه هنری روزنامه با اسم مستعار  «م محجوب» منتقد فیلم بودند.
محمدرضا که اینک تحصیلاتش را با موفقیت پشت سر گذاشته  برای ادامه تحصیل و آموختن بیشتر راهی "دانشگاه سرگئی آیزنشتاین " مسکو می شود و این در حالی است که تهمینه را نیز در کنار خود دارد و ایشان هم در رشته ادبیات سینما مشغول تحصیل می‌شوند .
فعالیت و تلاش محمد رضا در دانشگاه جدیدش چنان چشمگیر است که در مدتی کوتاه اورا از سایر دانشجویان متمایز میکند. وتا آخرین لحظات نیز ازاین کوشش دست بر نمی‌دارد. تحقیق جامع او در باره سینمای ایران پس از انقلاب اسلامی یادگار درخشان و  خوبی است که بر این مدعا گواه خواهد بود.
و سر انجام در شامگاه 26 اسفند 1372 در حادثه جانگداز اصابت موشک به هواپیما در راه بازگشت به وطن  در آسمان ارمنستان ، روح این دو فرزانه عاشق همراه دو فرزند دلبندشان (سارا و محمدتقی ) راه ملکوت اعلی را پیش میگیرد تا بار دیگر بر ما خاکیان دربند ثابت شود که شهادت جز خوبان روزگار رابه حریم خود نمی خواند.
آن‌دو می‌روند تا گواه دیگری باشند بر صحت هنر متعهد. هنری که گویی نقطه اتصال مخلوق با خالق است و اینک ما مانده‌ایم و یاد آنها و دلی سوخته و رسالتی عظیم تر از زمان پیش.  رسالت به انجام رسانیدن راه آندو هنرمند وارسته که از هنر هیچ نخواستند جز رضایت حق و رضایت آن حضرت. برایشان همین بس که به زیباترین حالت ممکن آنها رانزد خود فرا خواند. آنگونه که سزاوارش بودند. با شهادت نه مرگی در بستر سلامت و عافیت اندیشی.

"یادشان گرامی باد"

ارسال کننده: mahboobeh | درتاریخ : 17-05-1394, 03:46

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.

منوی کاربری

نام کاربر :  
رمز عبور :  
 

نظرسنجی

 

نظرشما در مورد سیستم؟


 
 

آمار سایت

آمار مطالب یک ساعت پیش: 0
امروز: 0
این ماه: 0
کل: 18
کل نظرات: 0
آمار کاربران یک ساعت پیش: 3
امروز: 365
این ماه: 5664
کل: 16142
بن شدگان: 0
جدیدترین عضو: MikelGormanston