بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
» » خاطره ای از شهید بزرگوار به نقل از خانم معصومه معززی

خاطره ای از شهید بزرگوار به نقل از خانم معصومه معززی

در دفتر خاطراتش نوشته است که شبی شهید محمدتقی را خواب دید که از یک کوهی بالا میرود و به محمدرضا اشاره می کند و میگوید که پشت سرمن بیا. محمدرضا میگوید سخت است چگونه خودم را به قله برسانم. شهید محمدتقی میگوید کاری ندارد فقط پا جای پای من بگذار زود می رسی. البته خیلی زود به قله رسید و شهادت نصیبش شد.
امکان نداشت روزی بدون قرائت قرآن ازمنزل بیرون برود. ایشان به دعای ابوحمزه ثمالی خیلی علاقه داشت. اولین هدیه ای که به همسر خود داد دفترچه ای بود که دعای ابوحمزه را به خط زیبای خود همراه با ترجمه نوشته بود.

خاطره ای از شهید بزرگوار به نقل از خانم معصومه معززی

خاطره ای از شهید بزرگوار به نقل از خانم معصومه معززی

ارسال کننده: mahboobeh | درتاریخ : 16-05-1394, 21:03

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.

منوی کاربری

نام کاربر :  
رمز عبور :  
 

نظرسنجی

 

نظرشما در مورد سیستم؟


 
 

آمار سایت

آمار مطالب یک ساعت پیش: 0
امروز: 0
این ماه: 0
کل: 18
کل نظرات: 0
آمار کاربران یک ساعت پیش: 3
امروز: 356
این ماه: 5662
کل: 16142
بن شدگان: 0
جدیدترین عضو: MikelGormanston