بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
» » محمد رضا معززی

خاطره ای از شهید بزرگوار به نقل از خانم معصومه معززی

در دفتر خاطراتش نوشته است که شبی شهید محمدتقی را خواب دید که از یک کوهی بالا میرود و به محمدرضا اشاره می کند و میگوید که پشت سرمن بیا. محمدرضا میگوید سخت است چگونه خودم را به قله برسانم.
ارسال کننده: mahboobeh | درتاریخ : 16-05-1394, 21:03

منوی کاربری

نام کاربر :  
رمز عبور :  
 

نظرسنجی

 

نظرشما در مورد سیستم؟


 
 

آمار سایت

آمار مطالب یک ساعت پیش: 0
امروز: 0
این ماه: 0
کل: 18
کل نظرات: 0
آمار کاربران یک ساعت پیش: 3
امروز: 364
این ماه: 5664
کل: 16142
بن شدگان: 0
جدیدترین عضو: MikelGormanston